حسن حسن زاده آملى
51
گنجينه گوهر روان (فارسى)
جوهر است يا عرض ، و آنها گفتند جوهر است اختلاف كردند كه آيا مجرّد است يا نيست ، و مشهور نزد حكماى پيشين مجرّد بودن آن است ، و جماعتى از متكلمان مانند بنى نوبخت و شيخ مفيد از اماميه و غزالى از اشاعره نيز گفتند جوهر مجرّد است نه جسم است و نه جسمانى ، و مصنّف اين كتاب خواجه نصير الدين طوسى اين قول را برگزيده است . ما گوييم : اين مسأله ميان امم جهان پيوسته محلّ خلاف بوده است ، عيسويان مطلقا نفوس را مجرّد مىدانند ، و حكماى آزاد فكر كه منسوب به هيچ يك از ملل آسمانى نيستند دو قسمند : گروهي آن را مجرد ميدانند و گروهى مادّى . و امروز معتقد بودن بتجرّد ارواح شعار خداپرستان است ، و خلاف آن شعار زنادقه و مادّيين . و از علماى اسلام بيضاوى مفسّر شافعى در تفسير آورده است كه : اين آيه : وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، دلالت مىكند كه انسان غير هيكل محسوس است بلكه جوهرى است ذاتا مدرك و بخراب بدن فانى نميشود و ادراك او متوقف بر بدن نيست همچنين درد و لذت وى - الخ - و آن آيه - 170 - از سوره آل عمران است . و نيز بيضاوى در تفسير آيه - 154 - از سوره بقره : وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ گويد : در اين آيه دلالت است بر آنكه ارواح جوهر قائم به خود مغايرند با بدن محسوس ، پس از مرگ باقى ميمانند با ادراك و شعور ، و جمهور صحابه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و تابعين صحابه بر اين عقيده بودند و آيات و سنن بر آن دلالت دارد ؛ و اين را از وى غنيمت بايد شمرد خصوصا آنكه نسبت بصحابه و تابعين داده است . بارى اين بحث از بزرگترين مباحث بشرى است ، و أوهام متعارض بسيار و حلّ آن براى اذهان مادّى كه از وسوسه واهمه ايمن نيستند دشوار است ، انكار آن إلحاد و موجب انكار هردين و شريعت و اخلاق و ترك همه آداب و فضائل انسانى است ، و اقرار به آن سبب همه خيرات و مكارم و فضائل است ، و هرچه در اين باب توضيح